خرید بک لینک
این بوَد خویِ لئیمانِ دنی / بد کند با تو چو نیکویی کنیبا کریمی گر کنی احسان سزد / مر یکی را او عوض هفصد دهدبا لئیمی چون کنی قهر و جفا / بندهیی گردد تو را بس باوفا.( مثنوی مولوی ).در بیت اول : لئیم و دنی : پست، فرومایه

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 26 مرداد 1401 ساعت: 17:42

عاشق و مستم و رسواییِ خویشم هوس است / هرچه خواهم که کنم، هیچ مگویید مرا

خسروم من، گُلی از خونِ دلِ خود رُسته / بویِ من هست جگرسوز، مبویید مرا

( امیرخسرو دهلوی )


برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 26 مرداد 1401 ساعت: 17:42

چون به امرِ توست اینجا این صفات / پس در امرِ توست آنجا آن جزاتچون ز دستت زخم بر مظلوم رُست / آن درختی گشت از او زَقّوم رُستچون ز خشم، آتش تو در دلها زدی / مایۀ نارِ جهنّم آمدیآن سخنهای چو مار و کژدمت / مار و کژدم گشت و میگیرد دُمتاز تو رُستهست، ار نکویست ار بد است / ناخوش و خوش، هر ضمیرت از خود است( مثنوی مولوی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 26 مرداد 1401 ساعت: 17:42

من اینجا دیر ماندم خوار گشتم / عزیز از ماندنِ دائم شود خوار

چو آب اندر شَمَر بسیار ماند / زُهومت گیرد از آرامِ بسیار

 

( دقیقی )

 

در بیت دوم : شمر : آبگیر – زهومت : بوی گندیدگی


برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 5 مرداد 1401 ساعت: 20:26

گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد / آری دهد ولیک به عمرِ دگر دهد من عمرِ خویشتن به صبوری گذاشتم / عمرِ دگر بباید تا صبر بر دهد ( دقیقی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 5 مرداد 1401 ساعت: 20:26

منِ بیدل چه کنم؟ پیشِ که گویم غمِ دل؟که ندارم بهجز از آهِ سحر همدمِ دلگر نسازد لبِ جانبخشِ توام مرهمِ دل:دلم'>دلم'>دلم ای وای'>وای به دل، وا دلم ای وای دلم با حریفانِ صبوحی طَرَفِ جوی بجویسنبلِ یارِ گُلاندامِ سمنبوی ببویاز برایِ دلم ای مطربِ خوشگوی بگوی:دلم ای وای به دل، وا دلم ای وای دلم ای خوشا پایِ گُل و فصلِ بهار و لبِ رودصوفی از رقص نیاسوده و مطرب ز سرودبشنو این نغمۀ پر زمزمه از زخمۀ رود:دلم ای وای به دل، وا دلم ای وای دلم ( خواجوی کرمانی ) توضیح: به نظر میرسد این شعر (که بخشی از آن اینجا آورده شده است) برای اجرا به صورت ساز و آواز سروده شده باشد

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 5 مرداد 1401 ساعت: 20:26

بر زمین گر نیمگز راهی بوَد / آدمی، بیوهم، آمِن میرودبر سرِ دیوارِ عالی گر روی / گر دو گز عرضش بوَد، کژ میشویبلکه میافتی ز لرزۀ دل به وهم / ترسِ وهمی را نکو بنگر، بفهمفالِ بد رنجور گرداند همی / آدمی را که نبودستش غمی ( مثنوی مولوی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: يکشنبه 2 مرداد 1401 ساعت: 15:06

هر کسی را بهرِ کاری ساختند / میلِ آن را در دلش انداختند دست و پا بی میل جنبان کی شود؟ / خار و خس بی آب و بادی کی روَد؟ ( مثنوی مولوی )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: يکشنبه 2 مرداد 1401 ساعت: 15:06

مرا گویند درمانِ تو صبر است / دریغا صبر، گر بودی'>بودی چه بودی

روانم در شبِ هجران بفرسود / گر آن شب را سحر بودی چه بودی

چو بر بامِ تو باشد مرغ را راه / مرا گر بال و پر بودی چه بودی

 

( خواجوی کرمانی )


برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: يکشنبه 2 مرداد 1401 ساعت: 15:06

صفحه بندی